X
تبلیغات
(¯`•گلنوش•´¯) - چی کار کنم خدایا.........
(¯`•گلنوش•´¯)

ღ♥ღدنیای گلنوشღ♥ღ

به نام انکه اتشم زد،چه زیبا برایش سوختم

سلام به دوستای عزیزم

امیدوارم حال تون خوبه خوب باشه

بعضی موقع ها احساس خفگی میکنم، انگار تنهایی دستاشو رو گلوم گذاشته و با تمام قدرتش فشار میده! اون وقته که چشمام پر از اشک میشه و هیچ جوری نمی تونم انکارش کنم! وقتی میگم تنهام همه سریع میگن کجا تنهایی؟ این همه ادم کنارته! ولی من این تنهایی رو نمیگم! روحم تنهاست.....انقدر تنها که دلش می خواد از این جسم که براش مثل زندانه بیاد بیرون و یه نفس راحت بکشه!

کلافه م....نمی دونم این روح سرکشم رو چه جوری اروم کنم؟ محکم می کوبه به قلبم...می خواد از زندان فرار کنه ولی این زندان جوان خیلی محکم تر از اونی هستش که با چند ضربه بشکنه! بگذریم.......

تا حالا به دیوارهای خونه تون با دقت نگاه کردید؟ بعضی موقع ها نشده فکر کنید دیوارها دارن به هم نزدیک میشن و نمی ترسید که له بشید!؟ تا حالا شده بدونید زیر اوار غرور یکی له میشید ولی بازم برید و له بشید؟!! اگه این تجربه رو نداشته باشید میگید مگه من دیوانه م که برم پیش کسی که می دونم با غرورش خوردم می کنه؟!؟! ولی اکه این تجربه رو داشته باشید با یه لبخند تلخ بازم می خواید با اون باشید حتی اگه بازم زیر اوار غرورش خورد بشید! و یه چیز دیگه!! تا حالا شده از یه موضوع درباره ی اینده تون با خبر باشید ولی بهش فکر نکنید و به زندگی الان تون فکر کنید؟ با اینکه بدونید با این راهی که انتخاب کردید به اون هدف نمی رسید ولی خب چاره ای ندارید؟ اخه اون هدف تو یه صندوقچه ی اهنی قرار داره که یه عالمه نگهبان داره که تا به اون صندوقچه نزدیک بشید نابودتون می کنن!!!هدف من عشقم بود.

می دونم دارم خیلی پراکنده و بی ربط می نویسم ولی باورکنید دست خودم نیست! ذهنم اشفته س اگه ننویسم دیوونه تر میشم اخه دیوونه که هستم! بهم که نمی خندید؟با تو هم هستم! اگه می خندی....بازم بخند که خنده هاتو دوست دارم! مخصوصا اون خنده هایی که از ته دلت! اگه نمی خندی....بازم میگم که بخند! وقتی می خندی تمام غصه هامو فراموش می کنم

کاش زمان بر می گشت اگه بر می گشت بیشتراز لحظه هایی که با هم داشتیم لذت می بردم.تو همیشه می گفتی اینده قشنگتره ،غصه گذشته رو نخور! من همیشه دنبال اینده قشنگتر بودم اما هر روز که می گشت می دیدم که داره بدتر میشه.دست و پا زدم که نذارم همه چی خراب شه،اشک ریختم ، حتی التماس کردم اما.....

ای کاش یه ذره از خاطراتم تو ذهنت بمونه.می دونم یه روز فکر می کنی که چه راحت منو ول کردی رفتی.هیچ کس مثل من دیوانه وار دوستت نداشت،نداره و نخواهد داشت!! من بی تو زندگی نمی خواستم! کاش انقدرراحت بهم نمی گفتی از این به بعد ما فقط باهم دوستیم!او بعد هم بری! اینم شعر مورد علاقه م که تو خلوت برات می خونم:

تو گوشم داد می زنی به پات نسوزم... نمی دونی، بی تو مرگه شب و روزم

دیگه طاقت نداره این دل داغون

عاشقی، توی چشمام نمیشه پنهون

 

تو بگو بی تو به عشق کی بنازم؟

دارم این زندگی رو به چی می بازم؟

تو بری مثل تو از کجا بیارم؟

تو نباشی، دیگه سایه ای ندارم.....

 

اگه این سوال کهنه بی جوابه

اگه حتی ترو داشتن مثل خوابه

بذار این خیال خوش منو بگیره

بذار این قصه با دست تو بمیره

بمیره........

 

ببخشید دوستای عزیزم،واقعا ببخشید.قول میدم که از پست بعدی شاد ببنویسم.امروز خودم نیستم.به خدا الان من گلنوش نیستم.، اینایی که خوندید رو روح سرکش گلنوش نوشته......بازم معذرت می خوام.می دونید الان چه ارزویی دارم؟ این که عبرت کسانی بشم که مثل من یکی رو دیوانه وار دوست دارن!!

مواظب خودتون باشید.

برام دعا کنید...محتاج دعاهاتونم.

تا بعد بای

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 18:14 توسط گلنوش|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت