جدید
۸۷/۱۱/۲۲
سلام دوست جونای خودم![]()
خوبید که؟![]()
به خدا شرمنده م...من هم سرما خوردم و هم سرم خیلی شلوغه.درسا سنگین شدن بدجوری
مرسی که به یادم بودین......من نظرهاتون رو میبینم
.....سعی می کنم همون روز سر بزنم اما اگه نشد حتما سر می زنم.....هر ۲ روز یه بار میام...ترو خدا ازم دلخور نشید
.......فقط بهم بگید اپ کردید که زودی بیام![]()
خیلی خیلی دوستون دارم...باور کنید به تک تک تون یه علاقه خاصی دارم![]()
![]()
![]()
برام دعا کنید از پس درسام بر بیام![]()
![]()
بای بای![]()
![]()
****ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ****
سلاااااااام به دوستای عزیزممممم![]()
خوبید؟!![]()
به به!!!فردا عجب روز خوبیه.......نه؟!![]()
فردا شب پسر عمه م(ازدواج کرده ها
) شانسی مهمونی گرفته
........یعنی از 2 هفته پیش می خواست بگیره.این پنجشنبه که شانسی تولد منه می گیره
.....البته من اینجوری فکر می کنم چون کسی تولد منو یادش نیست!![]()
خلاصه امروز تصمیم گرفتم یه بیوگرافی از خودم بنویسم که داداشی ها و ابجی های خودم بدونن اخه من کیه م!؟ مگه نه؟!![]()
شما: هه...هه!! نه بابا...از این خبرا نیست!![]()
شما: خب باشه....گریه نکن ابجی!![]()
من: اخ من انقدر دوستون دارم که نگو!!!![]()
شما: هان؟!![]()
نام: گلنوش![]()
شهرت: گلی، گل گلی و.....![]()
رنگ مو: بلند و بور که یه کم تیره شده![]()
رنگ چشم: مشکی![]()
پوست: سفید![]()
قد: 1.71 ![]()
مشخصه اصلی: مهربان
، باهوش
، لبخند دائمي
، گپ زن
، پر هيجان
، کم محل![]()
من در یک جمله: غیر قابل پیش بینی![]()
مهمترین چیزها: با گذشت زمان خیلی چیزا عوض شده.دیگه ساده نیستم.قلبم بدجوری شکسته.می خوام درس بخونم تا به چند نفر یه چیزایی رو ثابت کنم.![]()
مواردی که دوست دارم: 1. کل خانواده م
2.موسیقی
3. بیرون رفتن با نوشین
4. فوتبال
5.مهمونی
6.ازادی
7.عروسک بازی!
8.عشق!![]()
مواردی که برام قابل تحمل نیست:1.دروغ
2.خیانت
3.بی وفایی
4.از ادمای تازه به دوران رسیده متنفرم!!
5. دمپایی خیس!
6. کله پاچه،سیر و پیاز
7.تکنو رفتن رو اعصابم!
8. ادم های رنگارنگ ![]()
غذا: پیتزا...کباب...قرمه سبزی...ماکارونی....![]()
علایق: اهنگ گوش دادن......وبلاگم.....نوشتن خاطرات(هرشب می نویسم).....با اونایی که دوسشون دارم برم بیرون و بگردیم حسابی ... دوست دارم فکر کنم،دلم نمی خواد کسی خلوتمو خراب کنه....در اخر هم درس خوندن!![]()
فعالیت های من در حال حاضر: دیگه تصمیم گرفتم که بیشتر درس بخونم....حتما هر روز وبلاگم رو چک می کنم....خیلی خیلی کم چت میکنم اگه هم چت کنم فقط با نوشین که کمتر پول sms بدیم!![]()
کتاب های مورد علاقه م: تمام رمان های عاشقانه![]()
یه کتاب هم هست که اسمش یادم نیست!خیلی دوسش دارم. شما ها میدونید؟!؟!.........اهان!!.....دالان بهشت
رمان های قشنگ رو تو یه روز می خونم![]()
موسیقی: ارش،افشین و.........خیلی اهنگ گوش میدم جدیدا رپ هم اضافه شده(رپ های خوب هااا). به نظرم خواننده و شهرت ش مهم نیست...زیبایی اهنگ ش مهمه![]()
الان بیشتر اهنگ های اروم و غمگین گوش میدم
برنامه تلويزيون: هیچی!
اخه تلویزیون زیاد نگاه نمی کنم. اگه نگاه کنم show ...البته چرا! فیلم یوسف رو می بینم
شغل : گروه امداد...![]()
![]()
![]()
در مورد شغل!: گروه امداد برای اینکه بیشتر اوقات در حال درست کردن سوتی های بعضی از دوستام هستم.
همیشه هم این وسط یه ضربه ای به من میخوره! عیبی نداره اخه من تحمل دیدن ناراحتی دوستامو ندارم![]()
*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*
خب اینم یه کم از خودم. یکسال بزرگ شدم...چندتا ارزوی خیلی مهم دارم. یکی ش اینه که بالاخره یه کم هم منطقی فکر کنم..انقدر از روی احساسات تصمیم نگیرم و بقیه ارزوهام هم....بی خیال!![]()
فردا شب که می خوام شمع تولدم رو فوت کنم برای همه ی شما ارزوی موفقیت و خوشبختی می کنم
چون به نظرم یه انسان اول باید چیز های خوب رو برای دیگران بخواد...خدا هم انقدر بزرگه که می دونه بنده ش هر روز ازش چی می خواد و مصلحت اون بنده ی کوچیک شو می دونه.مگه نه؟!![]()
روز و شب خوبی داشته باشید...........![]()
مواظب خودتون باشید.![]()
تا بعد بای بای![]()
این پست به علت حالت غیر عادی و جنون امیز من حذف شد
امیدوارم دوستانی که خوندن ناراحت نشده باشن.امروز حالت طبیعی نداشتم![]()
اگه کلا پاک ش نکردم چون می خواستم نظرهاتون رو داشته باشم
راستی دوست جونای عزیزم خواهشا دیگه تو پست قبلی نظر بدید! این اپ حساب نیست.
بوس.بوس
تولد های هیوا جونم.مریم جونم و ارزو جونم وهر کدوم از دوست جونایی که تو این روز به دنیا اومدن پیشاپیش مبارک باشه(۲۸دی)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ![]()
امیدوارم که حال تون خوب باشه![]()
خب بازم من بعد از 3هفته اومدم
.راستش من نت میام اما نمی تونم اپ کنم چون ذهنم خیلی درگیره و اگه بخوام تو اون موقعیت اپ کن،می دونم که غمگین میشه
و من نمی خوام غمگین بنویسم چون به اندازه کافی ناراحتی تو همه جا وجود داره!![]()
خب من 5 روز رفتم کرج که یه هوایی عوض کنم. دلم واسه ی کرج و نازنین و نوشین جونم خیلی تنگ شده بود
.خیلی خوش گذشت
اما کاش اونجا یه کم از این اشفتگی م کم میشد. می دونید من همیشه در حال فکر کردن هستم انقدر که سردرد می گیریم.همش دنبال یه راه حل م واسه مشکلاتم اما...........بگذریم![]()
خلاصه با نوشین جونم یه روز رفتیم بیرون، خرید کردیم و همش می خندیدیم.اهان راستی دوباره یه ماشین نزدیک بود منو له کنه
! یعنی این دفعه هم راننده منو ندید!؟
نوشین منو کشید وگرنه به اون دنیا سفر کرده بودم
شب نوشین گیتار تمرین می کرد و منم سر یه سرش می ذاشتم
.......الان که دارم می نویسم انقدر دلم تنگ شده واسه شون
. اینم از مسافرت من!![]()
از شنبه دوباره من میرم مدرسه.خیلی خوشحالم
.تو این یه ماه واقعا سخت گذشت.تنهایی داشت دیوونه م می کرد.حداقل اونجا دوستام به دادم می رسن. گروه ما 3 نفر
. من،پانید جونم(پیشی!) و ایهام جونم(جوجو!) ایهام وبلاگ هم داره. تو پیوند هام فکر کنم پنجمین باشه.اگه تونستید بهش یه سری بزنید.وبلاگ خوشملی داره.
یادتونه گفتم می خوام درس بخونم؟!می خوام رشته ی مورد علاقه م قبول شم چون اینده م بهش بستگی داره؟! حالا دیگه انگیزه ندارم
.تو این یه ماه اصلا درس نخوندم. راه حلی دارید؟
! اگه می تونید کمک م کنید
خب...........![]()
اهان!! چون دیگه تا 2 بهمن اپ نمی کنم می خوام تولد دوست عزیزم ارزو جونم رو بهش تبریک بگم. 28 دی تولدشه.![]()
![]()
![]()
دست دست ![]()
![]()
![]()
![]()
دست دست![]()
اینم از کادوی من
ببخشید که نمی بینمت تا واقعا یه کادوی خوشمل بهت بدم![]()
![]()
اینم عکس:
که همیشه تولدت تو این وبلاگ محفوظ بمونه!![]()
راستی مرسی که بهم خبر می دید که به روز شدید.منم تمام سعی م رو می کنم همون موقع که نظرتون رو دیدم بهتون سر بزنم اگه یه وقت دیر شد معذرت می خوام دوستای عزیزم![]()
خب من دیگه برم.می دونم زیاد شد.شرمنده![]()
مواظب خودتون باشید،زیااااااد![]()
بای بای![]()
سلاااااااام...............![]()
امیدوارم که حالتون خوب باشه
وای خدایی دلم واسه اپ کردن خیلی تنگ شده بود..........
با تاخیر بسیار زیاد،هم با عرض شرمندگی عید غدیر و شب یلدا هم بهتون تبریک میگم.....چرا اینجوری نگاهم می کنید!!!
؟گفنم که شرمنده م!!![]()
خب این پنجشنبه نامزدی داداش جونمههه!! سعید و عروس خوشمل مون ترانه جونم![]()
همه قاطی پاتی! البته فکر بد نکنیدااااا............ ![]()
من که واقعا دلم واسه یه مهمونی باحال لک زده بود.......![]()
![]()
![]()
یه چیز دیگه! من جدیدا به یه مساله ای پی بردم، که بی نهایت بد شانس هستم....البته خیلی وقت بود که بهش فکر می کردم اما تو این یه ماه واقعا فهمیدم!![]()
اخرین اتفاق که منو خیلی متاثر کرد این بود که دقیقا شب یلدا من یه سرمای سخت خوردم و تو مهمونی مثل یه مرده ی متحرک بودم! تازه غدا هم که هیچی فقط سالاد......همه حال و صفا سیتی! من یه گوشه با یه دستمال
! امیدوارم که تا پنجشنبه خوب بشم وگرنه واقعا دق می کنم. در حال حاضر هم باز صدا ندارم و فقط تصویر...![]()
تازه تولدم هم افتاده تو محرم اونم روز شهادت! نمی خواااام............![]()
یه اتفاق خوب یا شایدم بد هم افتاده! من تا اول بهمن ماه تعطیلم......تعطیلات زمستونی.......
..دلم واسه دوستام تنگ میشه،بیشتر احساس تنهایی می کنم مخصوصا که نوشین هم دیگه کمتر میاد پیشم.![]()
امروز بهنام(داداشم) بیدار شده میگه: تو که باز خونه ای!؟
من: من 1 ماه خونه م!!![]()
بهنام: واااااای.....پاشو برو مدرسه ت بابا!....عجب گیری افتادیمااااا!!![]()
من: 
یه خواهش هم ازتون دارم....ترو خدا اپ می کنید به من یه خبری بدید...من کم میام نت و نمی تونم تک تک به همه سر بزنم که ببینم کی اپ کرده!! اونم با این سرعت زیاد نت! پس بهم بگید...........باشه؟!![]()
مواظب خودتون باشید زیاااااااااااااااااااااااد![]()
![]()
امیدوارم که حالتون خوب باشه.
خب من به خاطر درس و یه سری دلایل شخصی خیلی نمی تونم اپ کنم اما این دلیلی نمیشه که به شما دوست جوتام سر نزنم.خدایی هر وقت هر کدوم از شماها میاین و میگین که به روزیم سری میام و بهتون سر می زنم! مگه نه؟! ![]()
شما: نه....ما که یادمون نمیاد! ![]()
_ عجب!! پس برین به صفحه ی کامنت هاتون یه نگاه بندازید تا اسم منو ببینید! ![]()
_من دیگه نیدونم!بگذریم.......... ![]()
خب چندتا اتفاق خوب باهم افتادن که منو خیلی سرخوش کردن! ![]()
داداشی جونم...سعید جون نامزدیش نزدیکه من دارم خواهر شوهر میشم!!
هوراااااااااا....اما بخدا من و عروس خوشمل مون باهم خیلی رفیقیم! ![]()
نکته!: درسته من خواهر واقعی ندارم اما خواهر دارمااا!!! خلاصه اینکه من هم عمه میشم و هم خاله!![]()
از اتفاق های بد نمی نویسم...دوست دارم فراموش کنم هرچی رو که تو این مدت داغونم کرد
تا الان که دارم این اپ رو می نویسم دیگه اتفاق خاصی نیوفتاده.همه چیز امن و امانه!صبح ها مثل همیشه....شب ها هم مثل همیشه!چیز گفتنی نیست...........
اما نه.....جدیدا دلم انقدر زود به زود واسه نوشین جونم تنگ میشه!!همش غر می زنم بیااااااااااا پیشم
...اون طفلک هم خدایی میاد! همین جا بهش میگم: اهای دخمل جون من خیلی دوست دارمااا
....می دونی که اگه کسی بهت چپ نگاه کنه خاکسترش می کنم!
(راهنما! جدیدا یه نفر به دست بنده خاکستر شده و هنوز خاکستر هاش یافته نشده! از یابنده تقاضا می کنم اگه مقداری خاکستر پیدا کرد بریزه تو جوب(جوی)اب!!!شهر ما خانه ی ماست!
)
اینم تقدیم به همه ی دوستای عزیزم : ![]()
"سر کلاس ادبیات معلم گفت:فعل رفتن رو صرف کن!
رفتم...رفتی...رفت! ساکت می شوم....
می خندم ولی خنده ام تلخ می شود استاد داد می زند:خوب بعد؟!ادامه بده!
و من می گویم:رفت...رفت...رفت...رفت و دلم رو شکست
غم رو دلم نشست...رفت و شایدم بمرد...شور از دلم ببرد
رفت...رفت...رفت...و من می خندم و می گویم:
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است...کارم از گریه گذشته!"
مواظب خودتون باشید زیاااد که سرما نخورید....گوش کنید به نصیحت من! ![]()